سه‌شنبه ۲۷ ژانویهٔ ۲۰۰۹ ساعت 11:05

وقتی که خاکم ميکنن بهش بگيد پيشم نياد

بگيد که رفت مسافرت بگيد شماره ای نداد

يه جور بگين که آخرش از حرفاتون هول نکنه

طاقت ندارم ببينم به قبر من نگاه کنه

دونه به دونه عکسامو برداريد آتيش بزنيد

هرچی که خاطره دارم ببريد و از بيخ بکنيد

نذاريد از اسم منم يه کلمه جا بمونه

نميخوام هيچوقت تنمو توی گورم بلرزونه

برو نميخوام ببينی خونه من خالی شده

همدم من به جای تو ريگای پوشالی شده

اونکه ميگفت ميمرد برات ديدی راست راستی مرد

رفت و همه خاطرشم به خاطرت برداشت و برد

بهش بگيد نشست به پات بهش بگيد نيومدی

بگين هنوز دوستت داره با اينکه قيدشو زدی

نشونيه قبر منو بهش ندين خوب ميدونم

مياد جای هميشگي سر قرار تو رودخونه

بهش بگيد آرزوی ديدنتو آخرشم با خودش برد